حسن سيد اشرفى
680
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )
599 - آيا اطلاق صيغهء امر مقتضى ظهورش در وجوب توصّلى بوده يا ظهور در وجوب تعبّدى دارد « 1 » و فرق ظهور داشتن و نداشتن چيست ؟ ( المبحث الخامس انّ . . . من تمهيد مقدّمات ) ج : مىفرمايد : اگر امرى صادر شد و مثلا مولى فرمود : « جئنى بالماء » و قيدى نياورد كه آيا مقصودش وجوب تعبّدى است و يا توصّلى ، دو صورت دارد ؛ يا اطلاق صيغه ، ظهور در وجوب تعبّدى داشته يا ظهور در وجوب توصّلى و يا اصلا ظهورى در هيچكدام ندارد بلكه ظهور در مطلق طلب دارد . چرا كه اگر گفته شود ؛ صيغهء امر به هنگام اطلاق و نياوردن قيد بر ارادهء وجوب تعبّدى يا توصّلى ، ظهور در تعبّدى دارد بنابراين ، هرجا امرى بود و مطلق ، آن را حمل بر وجوب تعبّدى مىكنيم و اگر گفته شود ، ظهور در توصّلى دارد ، حمل بر توصّلى مىشود ولى اگر گفته شود ظهور در هيچكدام نداشته بلكه مردّد بين تعبّدى و توصلى است بايد تاسيس اصل كرده و با مراجعهء به اصل مشخّص كرد كه كدام يك از تعبّدى و توصّلى مىباشد . براى تحقيق در مطالب بايد مقدّماتى را بيان كرد . « 2 » 600 - واجب توصّلى و واجب تعبّدى را تعريف كرده و ثمرهء مترتب برآن چيست ؟ ( الوجوب التّوصّلىّ هو . . . منه تعالى ) ج : مىفرمايد : وجوب توصّلى يعنى وجوبى كه غرض از آن به مجرّد انجام دادن مأمور به
--> - براى وجوب نيست . چون ترك از ضدّ عامّ ، عين امر به شىء است ولى در ندب ، ترك از ضدّ عامّ ، عين آن نيست و قيد براى استحباب مىباشد . ( 1 ) - يعنى وقتى گفته شد ؛ صيغهء امر حقيقت در وجوب است وضعا يا ظهور در وجوب دارد به واسطهء مقدّمات حكمت ، حال بحث مىشود ؛ اگر صيغهء امر حقيقت در وجوب بوده و يا ظهور در وجوب دارد آيا حقيقت يا ظهور در وجوب تعبّدى دارد يا وجوب توصّلى ؟ البته اين بحث در واجباتى است كه تعبّدى و توصّلى بودن آن براى ما ثابت نشده باشد . چرا كه بعضى از واجبات مثل نماز و روزه و غيره ، تعبّدى بودنشان و بعضى مثل ازالهء نجاست ، توصّلى بودنشان به دليل خاصّ براى ما روشن شده است . ( 2 ) - بعد از بيان سه مقدّمه به تفصيل موضوع مىپردازد .